11 ماهگی پرنیا و کارهای جدید...
مامان جون رفته مشهد...
امروز 28آذر هستش و دیروز مامان جون با خاله و مامان جون وآقا جون مامانی رفتند مشهد وای کاشکی زودتر می اومدند انگار هنوز نرفته دلمون براشون تنگ شده ...
نویسنده :
✽مامان پرنسس پرنیا(✿◠‿◠) ✽
11:23
نی نی دایی جون...
سلام پرنیا جونم امروز یه خبر خوشحال کننده داریم مامان جون و دایی محسن اومدند خونمون و ماما ن جون گفت داری عمه می شی وووای عزیزم کی میشه به دنیا بیای و ببینیم چه شکلی هستی و بشی هم بازی واسه پرنیا ... فکر کنم وقتی به دنیا بیاد پرنیا تقریبا 1 سال 7 ماه داشته باشه ... ...
نویسنده :
✽مامان پرنسس پرنیا(✿◠‿◠) ✽
11:20
پرنیا و سبد...
مسابقه...
سلام دوستان به پرنیا کوچولو در مسابقه ی کودکان محرم91 رای دهید لینکش در قسمت پیوندها استبه نام کودکان محرم 91 در ضمن فقط کسانی که وبلاگ دارند می توانند رای دهند ...
نویسنده :
✽مامان پرنسس پرنیا(✿◠‿◠) ✽
12:27
نامه ی نی نی ...
آقای پدر:در کمال احترام خواهشمندم اینقدر لب و لوچه ی پیاز خورده ی غیر پاستوریزه، و سار وسیبیل سیخ سیخی آهار نشده ات را به سر و صورت حساس من نمالید . خانوم مادر:جیغ زدن شما هنگام شناسایی اجسام داخل خانه توسط حس چشایی من،نه تنها کمکی به رشد فکری من نمی کنه،بلکه برای شیر شما هم مضر است!!!! آقای پدر:هنگام دستچین کردن میوه،از دادن من به بغل اصغر آقای سبزی فروش خودداری نمایید،چشمهای تلسکوپی،گوشهای ماهواره ای و سیبیلهای دم الاغی اش مرا به یاد قرضهای شما می اندازد! خانوم مادر:شصت پا وسیله ای است شخصی،که اختیارش رو دارم!لطفا هر گاه سعی در خوردن شصت پای شما نمودم،گیر بدهید!! آقای پدر :هنگام دعوا با خانم مادر،به جای پ...
نویسنده :
✽مامان پرنسس پرنیا(✿◠‿◠) ✽
14:59






